حجم وسیع یارانه ها، در بودجه ایران باری است که مخصوصا از زمان نخست وزیری میرحسین موسوی بر دوش دولت ها در ایران قرار داده شده است و سالهاست که صاحبنظران اقتصادی در ایران بر لزوم هدفمند کردن یارانه ها و تغییر اساسی روش موجود تاکید دارند.
با اینکه بدنه حاکمیت به طور کلی در بیست سال گذشته با طرح حذف یارانه موافق بوده است، دلیل اجرا نشدن آن تا کنون هراس تصمیم گیرندگان و مجریان از بدنامی ناشی از اجرای آن بوده است. خاطره سیاه سال هزار و سیصد و هفتاد و چهار که در آن، دولت وقت، اندکی به سمت تعدیل قیمت ها حرکت کرد و درنتیجه تورم رسمی به چهل و هشت درصد رسید، هنوز از یادها نرفته است و نمایندگان مجلس در هیچ دوره ای، حاضر نشده اند با رای دادن به چنین طرحی، بدنامی ابدی برای خود بخرند و همواره آن را به دوره بعد احاله کرده اند.
در چند سال اخیر، برخی از بزرگان سیاست، زیرکانه این طرح را در کاسه محمود احمدی نژاد قرار دادند تا او که به ظاهر چیزی برای باختن ندارد، این بدنامی را نیز متقبل شود و مشکل را برای همیشه حل کند. اما احمدی نژاد نیز با تیزهوشی، تاریخ اجرای این طرح را سالِ پس از پایان دوره اول ریاست جمهوری اش قرار داد و با این کار، حق الزحمه اجرای چنین خدمتی را یک دوره چهارساله ریاست جمهوری تعیین کرد.
اینکه سال آینده، سال اصلاح الگوی مصرف نامگذاری شده است گویای این واقعیت است که تصمیم اجرای این طرح در بالاترین سطح نظام گرفته شده است. این داستان زمانی جالب تر خواهد شد که میرحسین موسوی در انتخابات پیروز شود و بنابراین مسوولیت حذف یارانه ها به گردن کسی بیفتند که نقش اساسی در ایجاد آنها داشته است.
این مطلب در روزنامه، شنبه یکم فروردین منتشر شد
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر