هر جای دیگر را آب می برد، بحثی نبود. حتی اگر قم در منطقه ای کوهستانی یا باران خیز قرار داشت و سیل می آمد باز هم قابل اغماض بود. اما از بد حادثه قم وسط کویر است. شهری که آب خوردن ندارد و برای آبرسانی به آن زاینده رود را خشکانده اند. حالا در این میان سیل آمده و میلیارها تومان خسارت زده، مردم بینوا را که در چادرهای مسافرتی شان درحال استراحت بوده اند برده و آب هم از آب تکان نخورده است.
اینها را برای متخصصان امور و تحصیلکرده ها و روشنفکران نمی نویسم. آنها خوب می دانندکه این سیل از کجا آب می خورد و پایه های ویران مدیریت شهری مبتنی بر روابط و سلام و صلوات را سالهاست می شناسند و به خطراتش واقف هستند. روی سخنم با مردم دردمند و محنت زده قم هم نیست که باید علاوه بر همه مشکلات مدیریتی و اخلاقی حاکم بر شهر، هر از چند گاهی نیز چوب ناملایمتی های طبیعت را نیز بر گرده خود حس کنند.
روی سخنم با حضرات محترم است. حجة الاسلام قرائتی، سخنور معروف و محبوب که اخیرا مراسم بزرگداشت باشکوهی هم برایش برگزار شد، چندی پیش در سفرش به یاسوج به شرح و تفسیر زلزله ویرانگر بم پرداخته بود. ایشان در بخشی از سخنانش گفته بود: اگر در بم زکات خرما را می دادند زلزله نمی آمد و اگر دین ما بدرستی معرفی می شود این مسائل کمتر در جامعه بوجود می آمد پس باید دین را به نسل جوان و آینده به طور کامل معرفی نمائیم.
حال باید از حضرت ایشان پرسید، تفسیر سیل قم چیست؟ ماجرای اهالی قم را به ماجرای کدام قوم در تاریخ تشبیه می کنید؟ قوم نوح، اصحاب ابرهه یا قوم لوط؟ آقایان، حالا که در قم سیل آمده، چه کسی برای مردم بینوا دعا کند که در شهرشان سیل نیاید؟
آقایان محترم، شاه سلطان حسین هم مشغول پختن آش خیرات برای دفع شر مهاجمان بود که داشت برای هر دانه نخود در آش دعایی می خواند که محمود افغان تخت سلطنتش را واژگون کرد و برای آن شاه با ایمان، آشی پخت با یک وجب روغن بر رویش.
جالب است که با وجود این همه رویدادهای تلخ و مثالهای فراوان در اطراف، بعضی ها درس عبرت نمی گیرند و باز بر همان طبل قبلی می کوبند. گویی سیل هم برای بیدار شدن بعضی از این حضرات از خواب کافی نیست.
متاسفانه این نوع طرز فکر نادر نیست و اتفاقا بسیار هم شایع و ریشه دار است و بسیاری از متولیان امور اینگونه فکر می کنند. مگر آقای رئیس جمهور به کشاورزان توصیه نمی کند " نگران نباشید، بکارید، دعا می کنیم باران ببارد"؟ البته یک تفسیر هم این است که این سیل نتیجه همان دعاهاست. به قول سعدی رحمة الله علیه: شد غلامی که آب جو آرد، جوی آب آمد و غلام ببرد!